تبليغاتX
جهنم عشق
لیلی...
خدا گفت: زمين سردش است چه کسي مي تواند زمين را گرم کند ؟
ليلي گفت: من
خدا شعله اي به او داد ، ليلي شعله را توي سينه اش گذاشت ، سينه اش آتش گرفت ، خدا لبخند زد ، ليلي هم . ..
خدا گفت: شعله را خرج کن ، زمينم را به آتش بکش ، ليلي خودش را به آتش کشيد ، خدا سوختنش را تماشا مي کرد ، ليلي گر، مي گرفت ، خدا حظ مي کرد .
ليلي مي ترسيد ، مي ترسيد آتش اش تمام شود ، ليلي چيزي از خدا خواست ، خدا اجابت کرد .
مجنون رسيد ، مجنون هيزم آتش ليلي شد ، آتش زبانه کشيد ، آتش ماند زمين خدا گرم شد .
خدا گفت: اگر ليلي نبود زمين من هميشه سردش بود
2 نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت 11:22  توسط Hell Girl  |